تند باد
کجا می ریزند
دانه های برف
حتا تاریکی
سفید
اوج زمستان
نیمه شب
هنوز می بارد
برف
نیمه شب
نقش های پا
پر از برف
گم شد
ستاره در آب
صبحدم
تنها یک ستاره
بر دریا
مهتاب زمستانی
غرق در آب
هنوز می درخشد
ستاره
آسمان
بر زمین
روز مه آلود
زمین
میان ابرها
کجا کجا می بارد
می گذرد
ابرهای برفی
کجا خواهد بارید
دوستان نهایت عزیز! پس از خواندن این نوشته، اگر سؤالی دارید با ما در میان بگذارید... خوشحال می شویم!
شاعر بیست و چهار ساعته
آذریون متین - سویدن
- هایکو چیست؟
من همیشه هایکو را از دو دیدگاه تعریف می کنم. یکی هایکو، به عنوان نوع شعر ژاپنی که مشهور به کوتاه ترین نوع شعر در جهان است. هایکوی سنتی ژاپنی، هفده هجا است که در سه سطر ( 5 7 5 ) نوشته می شود. از ویژگی های دیگر هایکوی سنتی، زبان ساده و بی آلایش و فصل واژه است. فصل واژه، واژه یی است که به یکی از فصل های سال، مثل بهار، تابستان، پاییز و یا زمستان دلالت می کند. در هایکو نویسی مدرن، ساختار سنتی رعایت نمی شود؛ یعنی هایکوهای مدرن می توانند کمتر یا بیشتر از هفده هجا در دو یا سه سطر باشند. زبان ساده و بی آلایش و فصل واژه در هایکوی مدرن نیز حفظ می گردد. آنچه بین این دو نوع هایکو، صد در صد مشترک است، همان دید هایکویی نسبت به طبیعت و جهان است. پس هایکو از دیدگاه دومی، در کنار این که یک نوع شعر است، نگرش ویژه بر دنیا و شیوه یی برای تجربۀ جهان است. در حقیقت، همین ویژگی است که هایکو را از دیگر انواع شعر کوتاه، متمایز می سازد. اینجا خوب است که همان هایکوی مشهور باشو را به عنوان مثال بیاورم:
برکۀ کهن
غوکی پريد
صداي آب
کسی، جنگل انبوه را نقاشی می کند. جنگلی را که سر تا پا سکوت فراگرفته است. او در جریان نقاشی است که ناگهان غوکی به آب می پرد. صدای آب برای یک لحظه سکوت را می شکند. علاوه بر سکوت، نقاش را نیز دگرگون می کند. این دگرگونی، او را متوجه تصویر بزرگتر می سازد. تصویری که خودش بخشی از آن است. از دیدگاه من، همین حالت خاصی که انسان را به فراخودبینی می رساند، هایکو است.
می لرزد با آب
آواز قازها
تندباد زمستانی
تندباد زمستانی
هنوز می خوانند
قاز ها
پنجره را می زند
و می گذرد
تندباد زمستانی
چگونه بخوابم
قازها می خوانند
حتا در اتاق
یخ بسته است
پنجره را
صبحگاه زمستانی
برف
تنها چیزی را که نپوشانیده
زمستان
بین برف
یادگاری تابستان
مترسک
وا کردم پنجره را
نه رفت، نه آمد
تاریکی
پیدا شد
مهتاب
دریا هم
دریا در تاریکی
تاریکی بر دریا
مهتاب زمستانی
تا پنجره وا می کنم
می رسد آواز قازها
پیش از سرما
امشب
آواز های بیگانه
قاز های مهاجر
میان تاریکی
صدای دریا
پرواز قازها
یخ بسته است
امشب دریا را
آواز قازی نیست
نمی رسد
به دریا
برف در مه
برف
بر برف
سکوت زمستان
نزدیک ترین درخت
دور ترین کوه
پر از برف
شب زمستانی
برای کی می خواند
قاز تنها